عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

828

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

هم مى ريزند لكن ) خدا اگر بشما بدهد اكرامتان فرمايد و اگر ندهد براى آخرتتان مى اندوزد و ذخيره مى فرمايد . 274 لا تقل ما لا تعلم فتتّهم باخبارك بما تعلم : هر چه را نمى دانى مگوى كه اگر گفتى به آن چه هم كه مى دانى تهمت زده شوى بواسطهء خبر دادنت ( و ندانسته سخن گفتنت و آن دانسته هم بر ندانسته حمل گردد ) . 275 لا تحرم المضطرّ و ان اسرف : بينوا را محروم مكن اگر چه اسراف كننده و ولخرج باشد . 276 لا تخيّب المحتاج و ان الحف : نيازمند را بى بهره مگذار اگر چه اصرار كند ( چون اصرار بسيار در كار موجب محروميّت مى گردد ) . 277 لا تخبرنّ الّا عن ثقة فتكون كذّابا و ان اخبرت عن غيره فانّ الكذب مهانة و ذلّ : جز از روى اطمينان خبر مده و گر نه دروغگو محسوب مى گردى اگر چه آن خبر را از ديگرى نقل كنى زيرا كه دروغ مرد را خوار و سبك و بى مقدار مى سازد . 278 لا تشتدّنّ عليكم فرّة بعدها كرّة و لا جولة بعدها صولة و اعطوا السّيوف حقوقها و اوقصوا للحرب مصارعها و اذمروا انفسكم على الطّعن الدّعسى و الضّرب الطّلخفى و اميتوا الأصوات فانهّ اطرد للفشل : ( سربازان رشيدم ) بر خويش سخت مگيريد گريزى را كه پس از آن بر گرديدنى است و نه جولانى را كه دنبالش حمله آوردنى است ( حمله كنيد و ) حقّ شمشيرها را ادا نمائيد ( و آنها را در مغز و سينهء دشمن جاى دهيد ) در كشتنگاههاى ميدان جنگ فرو رويد نفوس خويش را آماده سازيد و بر انگيزيد و براى زخم نيزه را كارى زدن و تيزى تيغ را بدشمن چشاندن نفسها را در سينه‌ها بكشيد ( و سر و صداى بسيار راه ميندازيد و از زخم دشمن نناليد ) كه اين كار بد دلى را دور كننده‌تر است . 279 لا تطمعنّ فى مودّة الملوك فانّهم يوحشونك آنس ما تكون بهم و تقطعونك اقرب ما تكون اليهم : در دوستى پادشاهان طمع مبند زيرا كه هر چه به آنها بيشتر انس گيرى آنها تو را بيشتر بترسانند